محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
88
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و اتمام افعال قوّهء تغذيه ، به سه امر حاصل مىگردد : اوّل : به تحصيل جوهر غذا كه دم طبيعى و خلطى كه قريب الاستحالة بدان است - كه بلغم طبيعى باشد - و [ تحصيل ] صفراء و سوداء [ هم ] بالعَرَض [ مىباشد ] . دوم : آن كه آن را ملتزق و متّصل به اعضاء گرداند ؛ تا آن كه غذاى بالفعل آنها شود . و اين ، بعد از هضوم اربَعَه است . سوم : آن است كه غذا را شبيه به عضو - به جميع وجوه ؛ از مزاج و لون و شكل و هيأت - گرداند . و در هر يك از اينها كه خللى و نقصانى عارض گردد ، خلل و نقصان در اعضاء به هم مىرسد ؛ مانند آن كه استسقاء و يا يرقان و يا حُمّى و غير آن از امراض سُدّيه و سوءِ مزاج و تفّرق اتّصال حادث گردد . و مثلًا اگر خلل در اوّل به هم رسد ، بدن لاغر گردد و در دوم ، امراض مذكوره و در سوم ، بَرَص و بَهَق و ساير امراض جلديه عارض گردد . پس قوّهء غاذيه عبارت از اين افعال ثلاثه كما ينبغى و مقدّم بر ناميه است . و « قوّهء ناميه » عبارت از اتمام و تكميل آن و زيادتى در اقطار ثلاثه است . و اين : يا بين و ظاهر است ؛ چنانچه در سنّ نمو مىباشد ، و يا غير بين و ظاهر ؛ چنانچه در سنّ وقوف ؛ و يا ناقص ، و اين : يا نقصان آن چندان بين و ظاهر نيست ؛ چنانچه در سنّ كهولت ، و يا ظاهر و بين است ؛ چنانچه در سنّ شيخوخت . و لهذا شيخ الرئيس - رحمه اللّه « 1 » - فرموده : گاه مىباشد ورود غذا به بدن ، زياده از مقدار تحليل ؛ چنانچه در سنّ نمو ، يا مساوى ؛ چنانچه در سنّ وقوف ، و يا كمتر ؛ چنانچه در سنّ كهولت . دوم آن است كه تصرّف در غذا نمايد براى بقاى نوع : و اين به دو قوّه تمام مىشود : يكى : آن كه توليد نمايد مادّهء منى مرد و زن را از فضلهء هضم رابع در انثيين . و اين قوّه ، از انثَيين جدا نگردد .
--> ( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ج 1 ، ص 67 .